نغمه ها و نواهای ایرانی درغربت(وبنوشت خواننده ای درغربت که ندانست علم بهتر است یا ثروت )
خسته ام .......................
خسته ام از اين کوير
، اين کوير کور و پير اين هبوط بي دليل ، اين سقوط ناگزير آسمان بي هدف ، بادهاي
بي طرف ابرهاي سر به راه ، بيدهاي سر به زير اي نظاره ي شگفت ، اي
نگاه ناگهان! اي
هماره در نظر ، اي هنوز بي نظير !
مطلب را به بالاترین بفرستید:
2
نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 10:34  توسط مهندس آتا جهانگیر مشیدی
|
نجواي ربناي رمضان وبازغروبي درغربت
ديروز با مهبد تماس داشتم .امسال ماه رمضان به لطف اين دوست .....................
2
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 12:0  توسط مهندس آتا جهانگیر مشیدی
|
• مست آهنگم دوباره نيمه شب/ غرق مضراب از نواي نيمه شب • با خيال روي تو ديوانه ام/چون سرشگي بر لب پيمانه ام آتا جهانگیر مشیدی . هنرجوی ساز از سال 1370اساتید : تمبک مجید حسابی .سه تار سعید مزدک هنرجوی آواز از سال 1378اساتید :ردیف :فضل الله شاهزمانی. ردیف و تصنیف خوانی: جواد لشگری تصنیف خوانی: جمشید برازنده سلفژ :مهدی علی بخشی. اواز تلفیقی: رحمت وطن دوست . محمد اسلامی اهنگسازی از سال 1380 با این همه : چرا و بلاگ نویس شدم به قول خواجه : حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان / این نقش ماند از قلمت یادگار عمر و شاید:شايد اين اشعار بي قاعد روزي بكار كسي آيد/(شايد روزي باد بر هر گذري نام مرا خواند) شاید …………… َ