
تفعلی به خواجه شیراز
ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار
نکتهای روح فزا از دهن دوست بگو نامهای خوش خبر از عالم اسرار بیار
|
کار عشق از وصل و هجران درگذشت |
درد ما از دست درمان درگذشت |
|
کار، صعب آمد به همت برفزود |
گوی، تیز آمد ز چوگان درگذشت |
|
در زمانه کار کار عشق توست |
از سر این کار نتواند درگذشت |
|
کی رسم در تو که رخش وصل تو |
از زمانه بیست میدان درگذشت |
|
فتنهی عشق تو پردازد جهان |
خاصه میداند که سلطان درگذشت |
|
جوی خون دامان خاقانی گرفت |
دامنش چه، کز گریبان درگذشت |